تبليغاتX
معماری مرکز
سلام

هنوز عکسای  بیست و یکم مونده.قراره یه چند روزی برم مسافرت.قبلش گفتم چند تا از عکسا رو بذارم. یه گلایه هم دارم.بابا نظر بنویسین.من این همه زحمت می کشم. آدم یه جورایی نا امید میشه.

البته قصد تبلیغات گسترده ای برای وبلاگ رو دارم (در آینده نزدیک).دوستان اگه زحمت بکشن آدرس وبلاگ رو به دوستان نزدیکشون هم بدن شاید یه قسمت از تبلیغات خود به خود انجام بشه.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت 4:35 | لينک ثابت |
سلام

بابا حال دادین...نظرات از مرز ۳ تا گذشت شد چهار تا...خسته نباشید.البته هیچکدوم از نظرات چیز خاصی رو عنوان نمی کرد ...

خب یه سری عکس هم مخصوص این روز هست که می خوام توی وبلاگ بذارم.اول از استادا شروع می کنم.یه چند تا عکس که دیدنشون خالی از لطف نیست.حالا توضیحات بیشتر رو عکسا میدم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت 3:33 | لينک ثابت |
سلام

این یکی هم که کسی نیست اسش رو نشنیده باشه.خدای کشیدن اسکیسه.البته خیلی راضی نبود ازشون عکس بگیرم. من هم سعی کردم کمتر فضولی کنم.به هر حال بگذریم.

بعدآ شاید یه سری از اسکیساش رو تو وبلاگم بذارم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در جمعه 20 بهمن1385 ساعت 1:11 | لينک ثابت |
اعصابم خورده....

چرا؟

هیچ کس نظر نمی نویسه چراااااااااا؟

اعصابم خورده...چرا؟ چون کلی پول شهریه دانشگاه می دیم آخرش به کجا می خوایم برسیم...نمیدونم..

بگذریم بعدآ در موردش بحث می کنیم.سری دوم عکسای تحویل پایان ترم درک و بیان استاد بشیری.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 0:51 | لينک ثابت |
سلام

خب الآن نوبتی هم باشه نوبت استاد بشیریه و دانشجوهاشون.البته به خاطر زیاد بودن عکس ها و مطلب توی ۲ بخش عنوان میشه.

بخش اول در مورد فعالیت دوستان قبل از رسیدن استاده.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در یکشنبه 15 بهمن1385 ساعت 12:18 | لينک ثابت |
سلام...

یادش بخیر انگار همین دیروز بود.اولین کلاسی که تو دانشگاه تشکیل شد و استاد حاجی زاده رو برای اولین بار دیدیم.ترم اول دانشگاه یه پوستی ازمون کند که...بگذریم بهتره.

بعد مدت هامی دیدمش.فرق زیادی نکرده بود.این بار استاد طرح بچه های ۸۴ بود به عبارت دیگه طرح یک.

بچه ها یه چند ساعتی آویزون بودن تا استاد تشریف آاوردن ما هم از این فرصتبدست اوده نهایت استفاده رو کردیم.البته بعد استاد هم تشریف آوردن و از محضرشون بهره مند گشتیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در شنبه 14 بهمن1385 ساعت 0:49 | لينک ثابت |
سلام ...

بابا چقده نظرات زیاده عجب...۲ خط بنویسین دیگه کلاستون پایین نمی یاد.یا کسی نظر نمی ده یا اینطوری میدن:

نويسنده: ( وفاداره دلشکسته )
وبلاگ بسيار با احساسي دارين به اين احساس پاکتون تبريک
خوشحال شدم بهتون سر زدم.

من موندم کجای این وبلاگ احساس داره که من نمی بینم.احتمالآ طرف عاشقه

 

نويسنده: سحر
سلام وبلاگ خوبیه.فقط یه خورده زیادی از موضوع خارجه.به وبلاگ ما دانشجوهای بیچاره سما سر بزنید ولی در کل وبلاگ موندگاریه من موفق باشین.
 
۲ تا نکته: اول اینکه که می گن از موضوع خارجه.شاید منظورش اینه که از کارای بچه ها عکسی نذاشتم...به هر حال کاش بیشتر توضیح می دادن.دفعه بعد یه مقاله در مورد معماری فیل ها در قطب جنوب می نویسم
نکته دوم:آدرس وبلاگ دانشجوهای بیچاره سما رو یادش رفته بنویسه. شاید اینم عاشقه

در خصوص این استاد فقط اینو می گم که خیلی آقاست همین.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در پنجشنبه 12 بهمن1385 ساعت 15:27 | لينک ثابت |
سلام

نوبت به استاد شهابیان رسید هیچ توضیحی ندارم واسه نوشتن فقط یه مورد در باره وبلاگ اونم اینه:

من هر مطلب جدیدی که می نویسم  قسمت نظر دهید برای مطلب قبلی از کار میفته.پس اگه می خواین نظر بدین توی بالاترین مطلب (جدیدترین مطلب)نظرات رو منعکس کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه 11 بهمن1385 ساعت 15:19 | لينک ثابت |
سلام... دوستان

رفتم تو یه کلاس .یه سری از بچه ها نشسته بودن.(دقیق تر بگم چند تا از دختر خانم ها).یه آقایی هم خیلی  جدی نشسته بود و یه سری جزوه ورق می زد.از یکی از خانم ها سوال کردم.اسم استادتون چیه؟ گفت:بهبهانی.پرسیدم: که چه جور استادیه؟اون هم فقط گفت بد اخلاقه.(آب دهنم رو قورت دادم)

رفتم جلو و سوال کردم ببخشید استاد می تونم ازتون عکس بگیرم؟یه دفعه گفت واسه چی؟راستش یه کم ترسیدم. یادم نمی یاد چی جوابش دادم که موافقت کرد بخ هر حال من هم فرصت رو غنیمت شوردم وچند تا عکس گرفتم و زود جیم شدم. خدا بهم رحم کرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در سه شنبه 10 بهمن1385 ساعت 22:46 | لينک ثابت |
سلام دوستان

قبل از اینکه دوباره نطقم گل کنه کامنت یه دوست رو می نویسم که باید بگم از خوندنش خیلی خوشحال شدم:

آقا حرکت عالیه ......... خصوصا عکسات یادگاری های خوبیه از این روزها .ما پشتتیم و آماده هرگونه حمایت . بد نیست یکم جنبه رسمی تر بگیره کارت .
موفق باشی.

از نظر این دوست عزیز که با عنوان روزبه این کامنت رو نوشته بود ممنونم.اما راستش اینه نمی خوام خیلی این وبلاگ جنبه رسمی داشته باشه  آخه فکر می کنم اگه رسمی نباشه بهتر می تونه با مخاطبانش ارتباط بر قرار کنه.

خب بگذریم.

روی کاغذ کنار اسم استاد شفاهی نوشتم "یواشکی".حالا چرا؟ آخه من ایشون رو نمی شناختم و ترسیدم اسمشون یادم نمونه و از اونجایی که از کلاسشون چند تا عکس یواشکی گرفتم که البته زیادم یواشکی نبود اخه فقط ایشون متوجه نشدن گویا.

اینا رو بذارین به حساب فضولی من. 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در سه شنبه 10 بهمن1385 ساعت 0:6 | لينک ثابت |
سلام ...

چه زود برگشتم. خوب یه ذره پارتی بازی هم شد. اول از عکسای مربوط به خودمون و استادمون شروع می کنیم.

در ادامه مطلب عکس های استاد عامری و بچه های دانشگاه رو می تونین ببینین.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در شنبه 7 بهمن1385 ساعت 21:38 | لينک ثابت |
سلام

امروز هفتمه...هفتم بهمن ۱۳۸۵.

قبل از اینکه مطلبی بنویسم یه چیزی رو جا داره بگم. بعضی دوستان در خواست کردن وبلاگ رو جالب تر کنم. در جواب این دوستان می گم باشه با حالش می کنم اما به روش خودم.نه که کلی خاطر خواه داریم بذار ۲ تا دشمن هم پیدا کنیم.

امروز به اندازه ۱ هفته عکس شکار کردم.البته تنها شکارچی من نبودم اما بهترینشون صد در صد خودم بودم.کلی عکس از  در و دیوارو و بچه ها و ... گرفتم.سعی می کنم تا اونجا که می شه بذارمشون تو وبلاگ.

خب زیاد حرافی نکنم بگم از کی ها عکس گرفتم. (چه شود!؟)

اول از اون هایی شروع می کنیم مه تعداد عکسشون کمتره.

ـ روستا ۱  استاد عامری

ـ روستا ۱  استاد شفاهی

ـ روستا ۱  استاد بهبهانی

ـ روستا ۱  استاد طوسی

ـ روستا ۱  استاد شهابیان

تازه هنوز تموم نشده...علی اسکیس و بشیری بیان ۲ و استاد حاجی زاده طرح ۱. اونا رو بعدآ می ذارم چون زیاده.امیدوارم استقبال بیشتر بشه.البته که باید بشه.

فعلآ

نوشته شده توسط حسن در شنبه 7 بهمن1385 ساعت 15:37 | لينک ثابت |
سلام

شاید اولش از خودتون بپرسید این چه ربطی به معماری داره.اینجا باید جواب بدم هیچ ربطی نداره .در ادامه مطلب شرح کامل نامه را بخوانید.

تعدادی از دوستان در خواست این نامه رو کرده بودن ما هم گذاشتیم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن در یکشنبه 1 بهمن1385 ساعت 11:35 | لينک ثابت |