این اخرین مطلبی است که توی سال 86 می نویسم. یه سال دیگه هم گذشت. خوبه به عقب نگاه کنیم ببینیم که کجا بودیم و به کجا رسیدیم.
بعضی از دوستان که کمک می خوان توی ایمیل و یا توی وبلاگ نظر خصوصی می نویسن. متاسفانه من دیر به دیر ایمیل رو چک می کنم. وبلاگ رو هم هر وقت بخوام مطلب جدید بنویسم که اون هم نسبتا طولانی میشه. دوستان اگه وقت براشون مهمه خواهشا یا توی نظرات کامنت بنویسن(کامنت عمومی) و یا اینکه برای ID من OFF LINE بذارن .
ID: memary_markaz
خوب بگذریم...
ضمن تشکر از همه دوستان و تبریک سال نو امیدوارم از این مطلب خوشتون بیاد.
با تشکر از اقای حسین خوشنویس گرد آورنده این تحقیق.
چند بیت از سهراب که توی پایان نامه یه نفر خوندمش. خیلی خوشم اومد گفتم بنویسم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
_ من با تاب،من با تب خانه ای در طرف دیگر شب ساخته ام
من در این خانه به گمنامی نمناک علف نزدیکم
من صدای نفس باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را ،وقتی که برگی می ریزد...
()-()-()-()-()-()-()-()
First modern Mosque building in IRAN
مسجد نظام مافی

.
مسجدی واقع در منطقه 5 تهران تقاطع خیابانهای جنت آباد و بلوار آیت الله کاشانی است.
بنای مسجد با مناره ای واحد سر به فلک کشیده در میان درختان سرسبز و ساختمان های کوتاه اطراف خود فریاد می کند. منظر مسجدی سفید در میان مساجد مختلف ایرانی که تا به حال دیده ایم.
شکل ظاهری مناره مسجد و نیز منفرد بودن آن نوید معماری متفاوت این مسجد را با مساجد دیگر ساخته شده در ایران می دهد.

ورودی مسجد در قسمت جنوبی است و پلکانی از سطح خیابان به صحن داخل مسجد راه پیدا می کند. در کوچک دیگری نیز در همین راستا در قسمت شمالی حیاط قرار دارد و دسترسی از کوچه پشتی مسجد را ممکن می سازد.
حجم کلی مسجد مانند جعبه های در هم فرورفته است. فاصله ایجاد شده بین حجم های تو در تو به عنوان نورگیر و بازشوها عمل می کند.

مسجد از دو ساختمان اصلی تشکیل شده است که از طریق راهروئی بر روی پیلوتی با هم در ارتباط اند.
ساختمان شرقی شامل نماز خانه های مردانه و زنانه و ساختمان غربی از سالن مراسم وضوخانه وکتابخانه
تشکیل شده است.
عنصر پلکان در معماری این بنا مهم است و فضای واسطه ای است که داخل و خارج ساختمان را به هم ارتباط می دهد.
سادگی مصالح همچون بتون خشک و برهنه و نیز سنگ تراورتن سفید استفاده نکردن از تزئینات معمول در معماری مساجد مانند کاشی کاریها یا گچبریهای زائد که معماری این بنا را به سمت و سوی یک معماری مدرن سوق می دهد که یاد آور صداقت و سادگی است و فضای مسجد را سرشار از پاکی می کند.
بنای مسجد فاقد گنبد است البته گنبد معمول در معماری مساجد که یا نار است و یا اورچین که در این مسجد از آن خبری نیست. ولی شبستان مسجد بر بالای محراب خویش دارای تیرهای قوی عمود بر هم می باشد که سقف مسجد را در این ناحیه مرتفع و بلند می سازد. نبود گنبد با پوشش دهانه وسیع توسط مصالح جدید مانند تیرچه بلوک و بتون خشک توجیح میشود و معماری این بنا را به اوج خردگرائی و عملکردی نزدیک می کند.

صحن مسجد عاری از هرگونه فضای سبز است و تنها یک حوض چند طبقه با سطوحی روی هم لغزیده که یادآور معماری خانه آبشار رایت می باشد و به معماری خشک مدرن روح و گرما می بخشد.
مناره مسجد پلانی مربعی دارد و بصورت لوزی چرخیده است. در ارتفاع از وسعت آن کم می شود و صورت پله پله ای آن یادآور برج آتش در معماری کاخ و معبد فیروز آباد فارس بوده و قامت بلند آن در منظر عمومی منطقه یادآور نام خدای یکتا است.

پلان ها رو هم برای دانلود گذاشتم. دوستان با برنامه فتوشاپ باید فایل پلان رو باز کنن. این مطلب هم تموم شد. اگه تعداد در خواست ها زیاد شد تمام عکس های مسجد رو می ذارم.
سال نو مبارک
![]()
امیدوارم سال جدید سالی خوب برای همه ما باشه.
روزگار به کام ...
![]()
امیدوارم همه خوب باشن و وبلاگ هنوز مخاطب های خودش رو حفظ کرده باشه.یه چند هفته ای نبودم. در گیر امتحان ها و بعدش هم بستن پروژه هاو ثبت نام و این حرف ها. الان سرم خلوت شده گفتم یه مطلبی بنویسم. بعد از کلی فکر کردن و کلنجار رفتن تصمیم گرفتم عکس های روز تحویل طرح رو بذارم.طرح چهارم ، آقاي دكتر هاشم نژاد.
يه شيوه جديد در پيش گرفتيم.يه سري جمله مثل كد... كسايي كه بچه هاي دانشگاه خودمون باشن فقط مي تونن معنيش رو بفهمن اونم تازه شايد. اسمش رو ميشه گذاشت فالگوش.جمله اين مطلب :
امير شتر سواري دولا دولا نميشه. ![]()
××××××
خب حالا بريم سر اصل مطلب. برمي گردم به چند روز پيش. ۲۸ بهمن ۱۳۸۶ . روز تحويل طرح ۴. طبق سنت حسنه تحويل طرح شب قبلش نخوابيده بودم و حاضر بودم نصف دنيا رو با يه ساعت خوابيدن عوض كنم( البته اگه مالك نصف دنيا بودم اونوقت اينجا نبودم.) خلاصه شيت بندي كارم ساعت ۹ صبح تموم شد و بعدش هم رفتم ميدون انقلاب براي پلات گرفتن و بعد از يه مقدار الافي اونجا با يكي از دوستان كه به طور اتفاقي ديده بودمش به سمت دانشگاهمون كه جديدا پونك منتقل شده به راه افتاديم. خيلي توضيح نمي دم.خود عكس ها گويا هستن.

حاج حسين اقا. كارش خوب شده. فكر كنم يكي از نمره هاي بالاي كلاس رو بگيره.

تو رو خدا نگاهشون كن.اخه چي بگم.![]()

ايشون هم دكتر هاشم نژاد هستن. آقاي حسين قاسم پور گويا هنوز تو مرحله تحويل موقت هستن. به نظرتون استاد تو دلش چي مي گه؟

تو اين عكس حسین اقاي خوشنويس داره نظر دوستان رو در مورد كارش جويا ميشه. در واقع به تعريف ها گوش ميده و بقيش رو دور ميريزه.

اين ماكت هم در كمال ناباوري بايد بگم مال سياوشه. توي دوران هاي نه چندان دور براي خودش خدايي مي كرد. ببينيد اعتياد چي بلايي سر ادم مياره.
(به قول خودش اين رو گذاشتم عبرت ديگران بشه.) البته توي كلاس ما نيست.
بچه هاي كلاس استاد پورزرگر

استاد پورزرگر هم نهايت تلاشش رو كرد تا لبخند رو از صورت دانشجوهاش بگيره.ايشون فرمودن كه كارها ناقصه و يه هفته يا ۱۰ روز بعد بايد باز بيان و اينبار بايد كامل باشه. چهره هاي سته و نا اميد دوستان گوياي همه چيز هست.ولي خودمونيم غمگين كه باشن عكس هنري تر ميشه. شايد استادشون هم به اين نكته توجه كرده. ![]()

ـ سلام رضا.
سلام حسن.
ـ خوبي رضا؟
آره.
ـ جدي؟
نه...؟!

اين عكس هم مال چند دقيقه بعده. به قول استاد سخن فردوسي كبير : لبا پر ز خنده، دلا پر ز خون.

دوباره روز از نو ...
اين هم يه قسمت از شيت وحيد حائري (وحيد اسكيس) كارش واقعا خوب و كامل بود اما خوب به قول معروف خشك و تر با هم ميسوزن.
باز هم به پايان ورقي زرين از دفتر بي انتهاي وبلاگ رسيديم.
براي حُسن ختام هم يه جمله زيبا پيدا كردم باشد مورد قبول حق واقع شود.
عشق ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست. عشق آن است که یکی برای دیگری چتر شود و او نفهمد که چرا خیس نمیشود.
همیشه چتر باشید.
نظر یادتون نره
بای.
![]()
